مرتضى راوندى

296

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ترور انفرادى تجديد و احياء كردند ، و دشمن سرسخت مغولان بودند . تنها وجه مشترك ميان اسماعيليان و جلال الدين تمايل ايشان به مبارزه عليه مغولان بود و عامل تعيين‌كنندهء سياست اسماعيليان نسبت به آخرين خوارزمشاه همين بود و بس . » « 174 » « چيزى نگذشت كه ميان سرداران وى كه از اعيان چادرنشين ترك بودند بر سر غنايم نزاع درگرفت و آنان وى را ترك گفتند . » « 175 » در جنگ ديگرى كه بين جلال الدين و لشكريان چنگيز درگرفت ، جلال الدين شكست خورد و با تحمل دشواريهاى زياد به هندوستان گريخت و چنگيز خان ، پس از تسخير آسياى ميانه و خراسان ، راه سمرقند پيش گرفت . پس از رفتن چنگيز بار ديگر جلال الدين به ايران برگشت . در فارس و كرمان و عراق مقدم او را گرامى داشتند . خطاهاى جلال الدين « جلال الدين مردى بود واجد شجاعت و تهور ؛ شخصى عظيم و جنگاورى بود نيرومند و جدى و استوار ؛ دشمن سازش و آشتى ولى فاقد صفات ضرورى يك رجل سياسى بود . به جاى اينكه بكوشد اتحاديه‌اى از دولتهاى قفقاز و آسياى مقدم تأسيس كند تا مشتركا با امپراتورى چنگيزيان مبارزه كنند ، برعكس ، چون قائل بود پايگاه ارضى اين مبارزه را توسعه دهد ، خود به كشورگشايى پرداخت . وى در ظرف شش سال . . . لاينقطع جنگيد ، آذربايجان را تصرف كرد ، اخلاط را مسخر ساخت ، با خليفهء بغداد وارد جنگ شد ، كوشيد تا گرجستان و ارمنستان را تابع خويش سازد . اقامت وى در قفقاز با نهب و غارت بلاد و قصبات توأم بود ؛ تفليس كه به حمله مسخر شده بود ، دستخوش چپاول وحشتناكى گشت . جلال الدين را گروه حاكمه يارى نكرد و بر اثر نظرتنگى طبقاتى نخواست به مردم تكيه كند ، و حال آنكه در ميان آنان ، بويژه قشرهاى پايين مردم شهرى ، اشتياق به مبارزه عليه مغولان فاتح به مراتب شديدتر از تمايل فئودالها و بازرگانان بزرگ بود . جلال الدين با تعصبات جاهلانهء خويش ، اقوام مسيحى ، ارمنى و گرجى را از خود دور كرد و در عين حال ، مسلمانان آذربايجان نيز به سبب غارت و چپاولى كه جانشينان وى اعمال مىكردند ، به او حسن توجه نداشتند . جلال الدين براى تقويت نيروى جنگى خويش جز اينكه دهكده‌ها را به سران ارشد سپاه واگذارد ، راه ديگرى در نظر نداشت . صاحبان جديد اين اقطاعات كه نااستوارى حكومت خود را در دوران هجوم مغولان نيك درك مىكردند ، مىكوشيدند تا هرچه سريعتر و كاملتر مردم سابق اراضى اقطاعى خويش را غارت كنند . بر اثر اجحافات و دزديها و غارتگريهايى كه در نواحى اشغالى خوارزميان رواج داشت ، مردم اينجا و آنجا علم عصيان برافراشته ، اعيان نيز به توطئه مىپرداختند .

--> ( 174 ) . همان ، ص 863 به بعد . ( 175 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 359 .